ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1083
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
و بنابر اين هر گاه اين نوع مركب به جسد محلول برخورد كند و حرارت دادن با آتش را بر آن ادامه دهند و رطوبتى كه در آن هست بر روى آن آشكار شود ، آن رطوبت در جسد محلول [ 1 ] ذوب مىشود . و خاصيت رطوبت اشتعال و درآويختن آتش بدان است و هر گاه آتش بخواهد بدان در آويزد در آميختگى آب با رطوبت آن را از اتحاد با نفس منع مىكند ، زيرا آتش با روغن متحد نميشود تا خالص باشد . همچنين از خواص آب اين است كه از آتش ميگريزد و از اين رو هر گاه بخواهند حرارت آتش را بر آن ادامه دهند و بخواهند بپرد ( يا تبخير شود ) جسد خشكى كه با آن ممتزج مىباشد آن را در درون خود زندانى مىكند و مانع پريدن آن مىشود و بنابر اين جسد علت نگهدارى آب و آب علت بقاى روغن و روغن علت ثبات [ مادهء رنگين و مادهء رنگين علت ظهور رنگ است ] [ 2 ] و رنگ علت ظهور روغن و آشكار شدن چربى در اشياء تيرهاى است كه نه نور و نه حيات دارند چنين است جسد مستقيم . بدينسان اكسير بدست مىآيد و اين همان تصفيه [ 3 ] اى است كه دربارهء آن سؤال كردى و حكما آن را « بيضه » ناميدهاند . و مقصود آنان بهيچرو تخم مرغ نيست . و بايد دانست كه حكما تركيب مزبور را بىآنكه معنى خاصى از آن اراده كنند بدين كلمه نناميدهاند ، بلكه آن را تشبيه كردهاند و من روزى اين موضوع را از مسلمه پرسيدم كه جز من كسى در نزد او نبود . و گفتم : اى حكيم فاضل به من بازگوى چرا حكما مركب حيوان را بيضه ناميدهاند ؟ آيا اين كلمه را بخصوص براى مفهوم مزبور برگزيدهاند يا معنى خاص آنان را بانتخاب آن وادار كرده است ؟ گفت براى معنى غامضى آن را برگزيدهاند .
--> [ 1 - ) ] همچنان دوام مىيابد . « پ » صورت متن مطابق نسخهء خطى « ينى جامع » و چاپهاى مصر و بيروت است . [ 2 - ) ] از نسخهء خطى « ينى جامع » و « پ » . [ 3 - ) ] در « پ » بيضه است .